با من سلفی گرفتند و رفتند

با من سلفی گرفتند و رفتند
هشت ماه مانده بود که سربازی ام تمام شود که این اتفاق افتاد. من در حال نگهبانی بودم، برف شدیدی می بارید، از دور چشمم به یک سگ افتاد که چند ساعت در سیم خاردار گیر کرده بود و تلاش می کرد خودش را نجات دهد.

با من سلفی گرفتند و رفتند

هشت ماه مانده بود که سربازی ام تمام شود که این اتفاق افتاد. من در حال نگهبانی بودم، برف شدیدی می بارید، از دور چشمم به یک سگ افتاد که چند ساعت در سیم خاردار گیر کرده بود و تلاش می کرد خودش را نجات دهد.
با من سلفی گرفتند و رفتند