“فرهاد و دوستان” آمدند

“فرهاد و دوستان” آمدند
آوای ایرانیان: کتاب «فرهاد و دوستان» منتشر شد، این اثر برای نخستین بار به صورت اختصاصی کارنامه فرهاد مهراد، آوازخوان سرشناس و محبوب، را مورد بررسی قرار داده است. به گزارش آوای ایرانیان، این کتاب که به قلم حامد احمدی نوشته شده، روایتی تازه از زندگی هنری فرهاد است. کتاب در سه بخش به نام های «فرهاد در نمای باز»، «فرهاد در نمای بسته» و «فرهاد در نمای عمومی» فعالیت هنری این هنرمند در پیش و پس از انقلاب را مرور و روایت کرده است. در بخشی از این کتاب که به فعالیت های فرهاد در دوران اوج اش اختصاص دارد، شهیار قنبری که به عنوان شاعر در ترانه هایی چون مرد تنها، جمعه، هفته خاکستری و … با فرهاد همکاری داشته، خاطرات گفته نشده ای از آن دوران را روایت کرده که به طور اختصاصی و ویژه در اختیار این کتاب قرار گرفته است. در فصل «علامت سوال فرهاد» می خوانیم: « تهران. زمستان ۱۳۵۷. حکومت نظامی تهران. قلهک. خانه اسفندیار منفردزاده. به جایی پا می گذاریم که دوستان، همان گروه درخشان، شهیار شاعر، منفردزاده ی آهنگ ساز و فرهاد آوازخوان دور هم جمع شده اند. هم کاری تازه ای در کار نیست. ضلع های آن مثلث که …

“فرهاد و دوستان” آمدند

آوای ایرانیان: کتاب «فرهاد و دوستان» منتشر شد، این اثر برای نخستین بار به صورت اختصاصی کارنامه فرهاد مهراد، آوازخوان سرشناس و محبوب، را مورد بررسی قرار داده است. به گزارش آوای ایرانیان، این کتاب که به قلم حامد احمدی نوشته شده، روایتی تازه از زندگی هنری فرهاد است. کتاب در سه بخش به نام های «فرهاد در نمای باز»، «فرهاد در نمای بسته» و «فرهاد در نمای عمومی» فعالیت هنری این هنرمند در پیش و پس از انقلاب را مرور و روایت کرده است. در بخشی از این کتاب که به فعالیت های فرهاد در دوران اوج اش اختصاص دارد، شهیار قنبری که به عنوان شاعر در ترانه هایی چون مرد تنها، جمعه، هفته خاکستری و … با فرهاد همکاری داشته، خاطرات گفته نشده ای از آن دوران را روایت کرده که به طور اختصاصی و ویژه در اختیار این کتاب قرار گرفته است. در فصل «علامت سوال فرهاد» می خوانیم: « تهران. زمستان ۱۳۵۷. حکومت نظامی تهران. قلهک. خانه اسفندیار منفردزاده. به جایی پا می گذاریم که دوستان، همان گروه درخشان، شهیار شاعر، منفردزاده ی آهنگ ساز و فرهاد آوازخوان دور هم جمع شده اند. هم کاری تازه ای در کار نیست. ضلع های آن مثلث که …
“فرهاد و دوستان” آمدند